دوشنبه بیست و دوم آذر 1389
اسم سفر كه مي آيد
سرش سوت مي كشد
قطاري كه تو مسافرش هستي
---------------------------------------------------------
كبوتري كه از بالاي زندان گذشت
سابقه دار شد
و دانه خوردن از دستهاي تو را
برايش بريدند
-------------------------------------------------------
با سرش كنار نمي آيد
بالش پر از پر
در فصل كوچ
پنجشنبه یازدهم آذر 1389
بیکارو بی حوصله
چند مورچه کارگر
زیر پایش جان دادند
امنیت شغلی
در تقویم یکدست سیاه
سیاه تر شد
-------------------------------------------------------------
از سرزمینی به سرزمینی می روم
هر بار که روبرویت
پلک می زنم
دوشنبه یکم آذر 1389
پیراهنم به دیوار آویزان است
خودم به خیابان
روحم
که پشت ویترین مغازه ای
بیست و یک درصد
تخفیف زمستانه خورده
از آفریدگار قول گرفته
بعد از جهنم
پای هیچ غرییبه ای را
درمن باز نکند
سه شنبه هجدهم آبان 1389
به روستایی دور دست فکر می کنم
دورتر از آنجایی که فکر در آن رفته باشد
به گندم زاری که آدم از آن نخورده
و درختانی که میز محاکمه و
نیمکت اجباری مدرسه نشدند
به تو فکر می کنم
با حریر روشن و دور از خودخواهی ات
به تو فکر می کنم
با زمزمه های زیر لب و شبیه صفورا شدنت
به آسمانی آنقدر بزرگ
که پرواز گنجشکی در آن جا بگیرد
و به غاری بزرگ
آنقدرکه آرزوی فاحشه ای در آن تاریک نشود
¤ ¤ ¤ ¤
فکر کردن به روستایی دوردست
بهانه بی ربط ایست
برای فکر کردن به تو
که در آخرین اتاق این همه دیوار
چشمانت را با نخی نامرئی
به خواب دوخته ای
پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389
دانستم
اگر باد نیاید
معلوم نیست اهل کجا هستم
--------------------------------------------------------------
اشتباه از نیوتن نبود
این روزها جاذبه اش بیشتر شده
وقتی که به هم می رسیم
نگاه تو
وکلمات من
هر دو به زمین می افتند
پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389
صبر آمده
عزرائیل پشت چشمهایت
عطسه کرده
هنوز فرصت تماشا هست
پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389
صبح زود
از خانه که بیرون می آییم
مهم نیست
امروز تو دسته چاقو باشی و
من تیغه اش
کارمان را که خوب انجام بدهیم
اخبار شب
گوشمان را تیز می کند
دوشنبه دوازدهم مهر 1389
کلمات
مثل خرده موهای ریخته در تن آزارم می دهند
وقتی که برای شعر نباشند
و شعر
وقتی که برای تو
----------------------------------
(۲)
قنداق تفنگت
از چوب درخت گردوست
وقتی که می کشی
دستهایت سیاه می شود
----------------------------------
(۳)
شاعر که می شوم
دلم برایت می سوزد
همه ی سطر ها
دندان برای تو تیز کرده اند
----------------------------------
(۴)
کنفرانس کرمها که تمام شد
موریانیست ها هم عرض اندام کردند
از آن به بعد شد
که نفتالین را از نفت بیرون کشیدند
وباقی این شعر را هم سوزاندند
-----------------------------------
(۵)
آغوشت پاسخ پرستوهاست
وقتی که می پرسند
جنوب کجاست
-----------------------------------

کلمات کلیدی
شعر عاشقانه – شعر حب – شعر نو – شعر معاصر – شعر غزل – شعر حزین – شعر فارسی – شعر نزار قبانی – شعر عربی – دانلود کتاب – دانلود کتاب شعر – زندگی نامه شعرا – زندگی نامه نویسندگان – شعرهای عاشقانه – شعرهای فروغ – شعرهای شاملو – شعر های سهراب سپهری – شعرهای زیبا – شعرهای کوتاه – شعر از مولانا – شعر از سهراب – شعر از خیام – شعر ترجمه – شاعر – شاعران معاصر – داستان کوتاه – داستان های چند کلمه ای – داستان کوتاه انگلیسی – داستان کوتاه به زبان انگلیسی – داستان کوتاه چخوف – داستان عاشقانه

